سلام
مدتی بود دیگر کاری به وبلاگ و وب نویسی نداشتم و این وب را هم مدتی دوستی که نمی دانم چه بزرگواری بود با مطلب خالی مدیریت می کرد با نام مستعار میده ای.
طبق عادت و علاقه فرصتی که پیش می آمد به وبلاگهای دوستان عزیز عمادده ای سر می زدم تا اینکه این اواخر چندین وبلاگ جدید راه اندازی شده بود و این برایم بسیار خوب و جالب بود اما متاسفانه برخی دوستان به گونه ای بعضی از این وبلاگها را مدیریت می کنند(خواسته یا ناخواسته) که چیزی جز کینه و کدورت و شکاف بین قبایل در پی نخواهد داشت. همچنین برخی دوستان، مسئولین عزیز را به زیر سؤال می برند و گاها توهین به دوستان می شود که مطمئنا این امر موجب نارضایتی خداوند و بنده او می شود و باید ترسید از خشم و غضب خداوند.
دوستان عزیز وبلاگ نویس شما ها که بیشتر وقت دارید خوب است که مشکلات و مسائل را مؤدبانه و آگاهانه و با حفظ احترام به چالش بکشید و مطمئن باشیم مسئولین محترم با استقبال و حرارت و خالصانه در حد توان پاسخگو خواهند بود. ( فکر کنم بنده شخصا اولین کسی بودم که این کار را انجام می دادم و آن بزرگواران بسیار خوب و جامع و در حد گنجایش وبلاگ پاسخگو بودند.)
پس کمی بهتر بیندیشیم و هراز گاهی خود را جای آن دوستان قرار دهیم و خدا و روز سؤال و جواب آن دنیا را در نظر بگیریم مسلما باعث تلنگری خواهد شد و بهتر قضاوت خواهیم کرد.
گر زیاده گویی کردم امید است مرا عفو کنید.
و در آخر:
روزگاری درخت بیدی را می شکستند...///... آنهایی می شکستند که زیر سایه آن می نشستند.
...
قومی متفکرند اندر ره دین /// قومی به گمان فتاده اند در راه یقین
می ترسم از آنکه بانگ آید روزی/// که ای بی خبران راه نه آن است و نه این
خیام
...
نزدیک غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم
....
به امید آینده ای بهتر
موفق و سربلند باشید.
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 10:57  توسط میدی
|
سؤال: ديدگاه اسلام در مورد تعصبات شديد نژادى و قبيلگى چيست؟
جواب: بدون شك، انسان به هر سرزمين يا قبيله و نژادى تعلق داشته باشد، نسبت به آن عشق مىورزد، و اين پيوند علاقه او با سرزمين، قوم و نژادش نه تنها عيب نيست، كه عامل سازنده اى براى همكارى هاى اجتماعى او است، ولى اين امر، حساب و اندازه دارد، اگر از حدّ بگذرد، به صورت مخرب و گاه فاجعه آفرين درخواهد آمد، و منظور از تعصب نژادى و قبيلگى كه مورد نكوهش قرار مى گيرد همين «افراط» است.
«تعصب» و «عصبيت» در اصل، از ماده «عصب» به معنى پى هائى است كه مفاصل را به هم ارتباط مى دهد، سپس هر گونه ارتباط و به هم پيوستگى را تعصب و عصبيت ناميده اند، اما معمولاً اين لفظ در مفهوم افراطى و مذموم آن به كار مى رود.
دفاع افراطى از قوم و قبيله و نژاد و وطن، سرچشمه بسيارى از جنگ ها در طول تاريخ بوده است، و عاملى براى انتقال خرافات و زشتى ها ـ تحت عنوان آداب و سنن، قبيله و نژاد ـ به اقوام ديگر شده است.
اين، دفاع و طرفدارى افراطى گاه به جائى مى رسد كه بدترين افراد قبيله در نظر او زيبا، و بهترين افراد قبيله ديگر در نظر او زشت و شوم است، و همچنين آداب و سنت هاى زشت و زيبا.
و به تعبير ديگر، تعصب نژادى پرده اى است از خود خواهى و جهل كه بر روى افكار، درك و عقل انسان قرار مى گيرد، و قضاوت صحيح را از كار مى اندازد.
اين حالت عصبيت، در ميان بعضى اقوام صورت حادترى دارد، از جمله گروهى از عرب، كه به تعصب، معروف و مشهورند و در آيات قرآن می خوانیم که تعصب عربى جاهلى تا آن حدّ بود كه، اگر قرآن بر غير عرب نازل مى شد هرگز به آن ايمان نمى آوردند.
در روايات اسلامى نيز از موضوع تعصب، به عنوان يك اخلاق مذموم، شديداً نكوهش شده است، تا آنجا كه در حديثى از پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم:
مَنْ كَانَ فِي قَلْبِهِ حَبَّةٌ مِنْ خَرْدَل مِنْ عَصَبِيَّة بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ أَعْرَابِ الْجَاهِلِيَّةِ: «كسى كه در قلبش به اندازه دانه خردلى عصبيت باشد، خداوند روز قيامت او را با اعراب جاهليت محشور مى كند».
«خداوند شش گروه را به خاطر شش صفت عذاب مى كند، «عرب، منظور تمامی متعصبان و در آن روزگار به خاطر تعصب زیادی اعراب از واژه خاص عرب استفاده شده است» را به خاطر تعصبش، «كدخدايان» (و صاحبان زمين و ثروت) را به خاطر كبرشان، «زمامداران» را به خاطر ستمشان، «فقهاء» را به خاطر حسدشان، «تجّار» را به خاطر خيانتشان، و «روستائيان» را به خاطر جهل».
«پيامبر(صلى الله عليه وآله) همه روز از شش چيز به خدا پناه مى برد: از شك، شرك، حميت (تعصب)، غضب، ظلم و حسد» (كانَ رَسُولَ اللّهِ(صلى الله عليه وآله) يَتَعَوَّذُ فِى كُلِّ يَوْم مِنْ سِتٍّ مِنَ الشَّكِّ وَ الشِّرْكِ وَ الْحَمِيَّةِ وَ الْغَضَبِ وَ الْبَغْىِ وَ الْحَسَدِ).(1)
1-تفسير نمونه، جلد 15، صفحه 379.
+ نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 13:43  توسط میدی
|